تبليغاتX
نامه بر باد

نامه بر باد

آیا فرشته ای که قلب آدمی را با گل میساخت دستانش را شسته بود؟

گوش کن

گوش کن !

صدا ... صدای آشنا

به نزدیکی مرگ

و به تلخی یک خاطره و به بلندی آسمان شب و به کوتاهی دیوار صداقت از پشت پرچین گناه با بسامد زیر و طنین خشونت فضای غبار آلود را در می نوردد و از سوراخ کوچک گوشهای ما به وسعت بیکران کورتکس خاکستری نفوذ می کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم خرداد 1389ساعت 7 بعد از ظهر  توسط سیاوش  | 

باز گشایی شاید

با سلام به همه ی دوستان و آشنایان که دیگه اینطرفا پیداشون نمیشه

حالا که این وبلاگ مدتیه خاک میخوره شاید بشه با دوستای جدید اونو دوباره باز گشایی کرد

امیدوارم که همگی شاد و سربلند باشید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 10 قبل از ظهر  توسط سیاوش  | 

مولای یا مولای

دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم

نقشی به یاد خط تو بر آب میزدم

روی نگار در نظرم جلوه مینمود

وز دور بوسه بر رخ مهتاب میزدم

ابروی یار در نظر و خرقه سوخته

جامی به یاد گوشه ی محراب میزدم

نقش خیال روی تو تا وقت صبحدم

بر کارگاه دیده ی بیخواب میزدم

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 0 قبل از ظهر  توسط سیاوش  | 

نوزدهم رمضان

به طواف کعبه رفتم .... به حرم رهم ندادند

که تو در برون چه کردی.... که درون خانه آیی؟

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 10 بعد از ظهر  توسط سیاوش  | 

ستاره

امشب ستاره ی من به خاک افتاد

نگاش کنید کسی میتونه خوبش کنه ؟

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 9 بعد از ظهر  توسط سیاوش  |